تیسفون

تیسپون ( طاق کسری یا مدائن ) پایتخت ایران بزرگ در بغداد
تیسپون یکی از مراکز تمدن ایران بزرگ در سالهای شاهنشاهی هخامنشی ( 528 پیش از میلاد ) و پایتخت شاهنشاهی اشکانی ( 247 پیش از میلاد ) تا دوره ساسانی ( 632 پس از میلاد ) بوده است که توسط اعراب مهاجم شبه جزیره عربستان ویران گشته است . تاریخ نگاران این بنای بی سابقه و هنر معماری بکار رفته شده در این کاخ ایرانی را در جهان بی مانند دانسته اند و به آن لقب نخستین کاخ سفید جهان را داده اند . این شهر بیشتر اقامتگاه زمستانی شاهنشاهان ایران بزرگ بوده است . تیسفون در 32 کیلومتری جنوب شرقی بغداد قرار گرفته است . ریشه تیسپون نامی ایرانی است که بعدها به سبب عظمت و بزرگی اش که توسط خسرو انوشیروان آباد گشته بود و مرکز تجاری آن روزگار شده بود تازیان نام مدائن به معنی شهرها را به آن دادند . عراق در طول تاریخ پیش از اسلام و در چندین دهه در پس از اسلام بخشی از ایران بوده است و حتی نام پایتخت کنونی آن ( بغداد ) نیز نامی پارسی و ایرانی است . واژه بغداد تشکیل شده است از بغ + داد که در معنی داده شده از سوی خداوند می باشد . امروزه نیز بخش بزرگی از شمال عراق در دست اقوام ایرانی کرد است که به کردستان عراق مشهور می باشد . بخش جنوبی آن هم شیعیان زندگی میکنند که در اصل ایرانی هستند ولی پس از یورش عربهای شبه جزیره امروزه زبان عربی سخن میگویند ( مانند بخشی از خوزستان ایران ) . آثار تمدن ایران در عراق و وجود اقوام گونانگون ایرانی منجمله کردها و ترکمنها نشانی از همین حقیقت است . بابل نیز یکی از مهدهای تمدن جهان محسوب می شود که پس از تاجگذاری کوروش بزرگ در آن شهر بخشی از ایران شد . ایرانیان که خرمی و سازندگی و آبادانی در ریشه و خونشان است این منطقه را به قلب تمدن جهان باستان تبدیل کردند و رونق تجاری بسیاری به آن بخشیدند . تیسفون نیز مانند دیگر آثار بزرگ تمدن ایران در کنار چشمه ای جوشان از آبهای پاک سرزمین ایران قرار گرفته است ( همچون بیستون - آذرگشسب - معبد آناهیتا و ... ) . امروزه بابل و تیسپون و بغداد در عراق همگی به یاری سلطه استعمار انگلستان در آن منطقه از ایران جدا شده اند و تبدیل به ویرانه ای برای سربازان کشورهای سود جو شده است .
اشکانیان نیز بناهای بزرگی در تیسفون ساختند . اعراب نوشته اند پس از فتح تیسپون به هر سرباز اسلام مبلغ دوازده هزار درهم رسید . خرابه های تیسپون در 1.5 کیلومتری دهکده سلمان پاک آغاز می شود که شهر سلمان فارسی نامیده شده است . در سال 1888 میلادی بسیاری از این کاخ هی باستانی ایرانی فروریخت زیرا آنجا را محل عبور و مرور مصالح ساختمانی کرده بودند . در جنوب آن شهر "اسفانبر" قرار دارد که به گفته هایی آرامگاه انوشیروان دادگر پادشاه مقتدر و عدالت گستر ساسانی آنجا واقع شده است . زیرا بنا به درخواست خود انوشیروان فرمان داده شده بود تا جسدش را در آنجا به خاک سپارند . قصر دیگری به نام الابیض از دوره اشکانی نیز آنجا بود که در دوره خلافت ننگین سرکرده های عرب ( 295 , 289 هجری ) ویران گشت . طاق کسری از بناهای باشکوه تاریخ بوده است که طول آن 365 متر و عرض اش 275 تخمین زده شده است . که در وسط ویرانه های مدائن قرار گرفته است .

در نامه پهلوی شهرستانهای ایران آمده است ابوجعفر المنصور یکی دیگر از خلیفه های ننگین تازیان در تاریخ ذیحجه 136 هجری پس از روی کار آمدن - بسیاری از بناهای تیسپون را با خاک یکسان نمود تا قانون اسلامی را آنجا پیاده کند . در زمان رهبری صدام ملعون نیز هیچ ایرانی نمی توانست از این مکان باستانی نیاکانش دیدن کند فقط به این دلیل که عراق روزگاری متعلق به ایران بوده و آثارش امروزه نیز به جای مانده است .
برای نمونه میتوان به تخت جمشید و مقبره مادر سلیمان اشاره کرد . زیرا اینها نامهایی هستند که ایرانیان بر مکانهای باستانی شان گذاشتند تا از دست ویرانگر عرب به دور به ماند . چون جمشید در نزد اعراب هم ارج و قربی داشته و در تاریخ همیشه با بزرگی آمد است - به همین جهت شهر پارسه داریوش بزرگ به تخت جمشید تغییر نام پیدا میکند . یا آرامگاه کوروش بزرگ به نام مقبره مادر حضرت سلیمان تغییر نام می دهد تا از ویرانی اعراب رهایی یابد . نمونه های بسیاری از این فجایع موجود است . تخت سلیمان آذربایجان نیز نامی ساخته شده برای آتشکده بزرگ آذرگشنسب است که مردم منطقه آذرآبادگان این مکان ارزشمند را به تخت حضرت سلیمان تغییر نام میدهند و . . .
احمد ابن ابی یعقوب در کتاب البلدان می گوید : در روزگار پیش از اسلام در دوران خسروها عجمان ( ایرانیان ) شهری بزرگ در میان شهرهای عراق بنا کرده بودند به نام مدائن ( جمع مدینه به معنی شهرها ) که تا بغداد هفت فرسخ راه بود . ایوان خسرو انوشیروان همان جاست . این مکان پس از نوشیروان محل پادشاهان ایران بود .
ابواسحق ابراهیم اصطخری در کتاب مشهور مسالک و الممالک نوشته است مدائن امروزه شهری است ویران و کوچک که در گذشته سخت عظیم بود . از بغداد تا آنجا یک مرحله است و هنوز آرامگاه پادشاهان ایران آنجاست . ایوان کسری آنجاست که با سنگ گچ بنا شده است . در گذشته در جهان هچ بنایی عظیم تر از آن نبوده است .
در کتاب مروج الذهب مسعودی اینگونه آمده است : خسرو انوشه روان شاهنشاه ساساني پس از مراجعت به عراق به سوي تيسفون پايتخت امپراتوري ايران رفت .
سپس سفرا و وزيران كشورهاي منطقه را به حضور پذيرفت و آنان را دعوت رسمي نمود تا از نخستين كاخ سفيد دنيا و باشكوه ترين ابنيه آن روزگار ديدن كنند . که همگان از این ابنیه باشکوه تاریخ شگفت زده شدند . يكي از آنان فرستاده قيصر روم بود كه مشغول تماشاي تيسپون مدائن بود كه ناگهان به نزد شاهنشاه ايران رفت و چنين گفت :
من از اين معماري باشكوه شگفت زده شده ام ولي فقط مشكلي در ميدان اصلي كاخ مي بینم كه اين يك نقص اساسي به حساب می ید چرا آنرا برطرف نکردید ؟
شاهنشاه ايران لبخندي زد و چنين گفت : در آن مكان خانه پير زني بود كه حاضر به فروش خانه خود به ما نشد و چون شاه نخواست كه به پيرزن ستم روا دارد آن خانه را به همان حال رها كردیم .
فرستاده قيصر روم اينگونه پاسخ داد : به خداي كه اين نقص بهتر از هزاران كمال است .
تاریخ نگاران از فتح شهر تیسپون اینگونه سخن میگویند : با کشته شدن رستم فرخزاد فرمانده لشگر ایران ساسانی - سپاه ایران به حالت متزلزل در آمد و خود شاهنشاه یزدگرد در راس ارتش قرار گرفت و آماده مقابله با اعراب بدوی در برابر هجوم آنان به پایتخت ایران گشت . به گفته طبری جنوب عراق بعد از فتح مسلمانان ویران و روستاها و شهرهای آنجا دچار قحطی شد و در سال 17 هجری بخش زیادی از مردم آنجا از گرسنگی تلف شدند . وبا و بیماریهای مرگبار روانه آنجا شد . حدود 9 ماه پس از رخداد قادسیه سعد ابی وقاص چندین لشگر روانه ماورای فرات کرد . در این هنگام یزدگرد در منطقه بابل عراق بر کرانه فرات مستقر شده بود تا سد راه لشگر مسلمانان از ورود به پیتخت ایران شود مهران , هرمزان , نخویرگان که از سرداران ایران بودن وی را یاری دادند . فیروزان حدود 9 ماه پس از قادسیه از سعد ابی وقاص شکست خورد و لشگرش کشته شدند و بابل به تصرف سعد در آمد . این فتح - مسلمانان را نزدیک به تیسفون کرد و خطر حمله جدی شد . "هرمزان" بری جمع آوری لشگری از مردم راهی اهواز گشت . "فیروزان" به همین قصد راهی نهاوند شد . "شهریار درکوتی" به نزدیکی تیسفون رفت و در انجا مستقر شد ."نخویرگان" در غرب تیسفون در ناحیه شرقی بابل مستقر شد . "فرخان و پیهومان" هر کدام در نواحی از جنوب غرب تیسفون مستقر شدند . ولی باز این لشگر آریی ها ایرانی ها در برابر عربهای جنگجو و قبایل متعدد عربستان ناچیز بود و از طرفی دیگر کشور در مرحله بحران قرار داشت . به گفته طبری شمار لشگر عرب بیش از 100 هزار مرد جنگجو و غیر نظامی وحشی بوده است . لشگر ایران بعد از مقاومت هایی شکسته شد و عربان تیسفون را محاصره کردند . در نتیجه یزدگرد از ناحیه غرب پایتخت به شرق تیسفون منتقل شد .
شهر تیسفون یکی از آبادترین , پررونق ترین , زیباترین و متمدن ترین شهرهای خاورمیانه بود . ثروتهای 1200 سال شاهنشاهی ایران در آنجا اندوخته شده بود . مجسمه های طلا پادشاهان گذشته , مجمسه طلای حیوانان , تاج های شاهنشاهی نوشیروان و خسروپرویز , جامهای زرین چندین هزار ساله و . . . از طرف دیگر خبر این منابع ایران به گوش مردمان عربستان رسید و به گفته تاریخ نویسان عرب بیش از نیم میلیون نفر پس از فتح این شهر برای بدست آوردن این جواهرات و طلاها روانه تیسفون شدند . مدافعان ایرانی بیش از دو ماه مقاومت نمودند . در همین حین هیاتی از ایران جهت صلح و پیشنهاد دادن جنوب عراق راهی لشگر عربان شد . ولی مسلمانان آن را رد کردند و محاصره شهر را ادامه دادند . در نتیجه مردمان از گرسنگی گرگان و سگان شهر را خوردند و به تدریج از روی ناچاری شهر را تخلیه کردند . تیسفون غربی در سال 19 سقوط کرد .
چند ماه بعد کل پایتخت به تصرف عربها در آمد . طبری در این گزارش مینویسد : مسلمانان مهاجم در شهر به کافورهای بسیاری برخوردند و به خیال آنکه آنها نمک هستند کافورها را در غدا ریخته ولی بعد از طعم تلخ کافور متوجه شدند که نمک نیست . آنان کافورهای بسیاری را به یک تاجر دادند و از او در قبال آنهمه کافور یک پیراهن گرفتند .طبری ذکر میکند : عده زیادی از مسلمانان وقتی جامهای طلا را در کاخ دیدند رنگ سفید نقره را به رنگ زرد طلا ترجیح دادن و فریاد میزدند , چه کسی حاضر است که جامهای زرد را با جامهای سفید عوض نماید .
طبری گنجینه ایران در تیسفون را بالغ بر 865 میلیون درهم تخمین زده است که در تاریخ بشریت یکی از بی سابقه ترین اموال حکومتی بوده است . وی میگوید , بعد از آنکه خمس این مبلغ برای خلیفه تازی جدا شد , بقیه جواهرات و گنجینه پادشاهان گذشته ایران بین 60 هزار جنگچوی مسلمان تقسیم شد و به هر کدام از آنان 12 هزار درهم رسید . یکی دیگر از فجایع تاریخ ایران پاره شده فرش بهارستان بود . این فرش که در 900 متر مربع ( 60 ذرع در 60 ذرع ) از ا
بریشم و زمرد و جواهرات بافته شده بود نمونه ای از هنر و عظمت ایران بود و شاهان را در شکارگاه و بزمهای سالانه و باغهای وسیع نشان میداد مسلمانان فرش بهارستان را روانه مدینه نمودند تا خلیفه از آن بهره برد . عمر با دیدن این هنر شگفت تاریخی بر آن شد تا آنرا به عنوان فتوحات اسلام نگه دارد و نشان از بزرگی اسلام و مبارزات مردمان عرب قرار دهد . لیکن علی ابی ابیطالب ( امام علی ) با نگهداری این کالای پر ارزش مخالت نمود و گفت این کالای با ارزش باید بین همه بزرگان عرب تقسیم شود تا همگان بهره بردند . بدین گونه فرش تکه تکه شد و هر تکه به بزرگی از شهر داده شد و خود علی قسمت خود را با قیمت 20 هزار درهم فروخت .
یکی دیگر از افتخارات تاریخ ایران درفش ملی کاویانی بود که از زمان اردشیر بابکان موئسس دودمان ساسانی تا آن روز دست به دست چرخیده بود و هر پادشاهی به آن جواهری نصب مینموده و در تمام جنگها به عنوان پرچم ایران حمل میشده زیرا آنرا یادگار فتح کاوه آهنگر و درفش چرمی او علیه ضحاک میدانستد . مسعودی مینویسد : درفش از پوست پلنگ ساخته شده بود و نگینهای یاقوت و مروارید و جواهرات سلطنتی به آن آویزان بوده . مسعودی قیمت درفش کاویانی را بالغ بر دو میلیون و دویست هزار درهم تخمین زده است . مسعودی اذعان میکند که درفش اصلی در خزانه ملی نگهداری میشده و درفشی مشابه در جنگهای برده میشده است .
به گفته وی عربها اورنگ سلطنتی خسرو پرویز و دیگر اشیایی که از طلا ساخته شده بودند مانند مجسمه سر پادشاهان گذشته را ذوب کردند و از آن شمش طلا گرفتند !! پس از این فتوحات سلمان فارسی به آروزی دیرینه خود که همانا پادشاهی بر تیسپون ایران بزرگ بود رسید و دهها سال حکمران آن شهر کهن گشت .